X
تبلیغات
روزهای قشنگ بارانی - مطالبی در مورد عاشورا

روزهای قشنگ بارانی

عکس ها و مطالب عاشقانه

مطالبی در مورد عاشورا

می گفتند امام (ع) به سقا اجازه نبرد نداده بود، بعد می گفتند اگر عباس (ع) شمشیر به دست می گرفت،احدی از سپاه کوفه جرات نمی کرد به او نزدیک شودوبعد اضافه می کردند اگر عباس زنده بود لشگر کوفه هیچ وقت به خیمه ها نمی رسید. این نقل تاریخی همیشه دغدغه ای غیر قابل حل بود ویک سوال بزرگ کنارش .چرا امام حسین (ع)به حضرت عباس قبل از شهادت اجازه نبرد نداد.داستان سقای رشید ، عموی علمدار وآب آوردن هاي ابوالفضل العباس (ع) از صبح عاشورا،شورانگیز ترین روايت هاي عاشورا بود و مشک پاره و روی شرم سار حزن انگیز ترین آنها. اما حسرت شمشیر نزدن ابوالفضل العباس درلحظات اخر،داستانی نبود که به عاشورا بچسبد.اصلا عاشورا از جنس حسرت نبود؛چون امام (ع)خوب می دانست به کجا وبرای چه می رود.اما شهادت بدون نبرد سقا را نمی شد فهمید. این دغدغه تا همین سال گذشته ادامه داشت تا روایتی از شهادت حضرت شنیدم و لهوف، مقتل امام حسین علیه السلام، نوشته سيّد بن طاوس را با علم به اینکه از معتبرترین منابع است خواندم. روایتی که اشاره اي كوچك به نبرد پشت به پشت دو برادر می کند قبل از اینکه حضرت به شهادت برسد: «تشنگى بر امام شهيد به غايت شديد گرديد، آنحضرت خود را به بلندى مُشْرف بر فرات رساند تا داخل فرات گردد، در آن حال برادر آن امام ناس،جناب ابوالفضل العباس ، در پيش روى آنحضرت حركت مى كرد. در اين هنگام لشكر ابن سعد تبهكار سر راه بر فرزند احمد مختار، گرفتند. مردى از قبيله ((بنى دارم )) تيرى به جانب سيّدالشهداء عليه السّلام انداخت كه آن تير در زير چانه شريف آن شهيد راه دين حنيف محكم بنشست . پس تير رابيرون كشيد و هر دو دست مبارك را در زير چانه مجروح نگاه داشت و خون را، به سوى آسمان ریخت و اين مناجات را به درگاه قاضى الحاجات ، مَرْهَم دل مجروح ساخت كه؛الها! به سوى تو شكايت مى آورم از آنچه از ظلم و ستم نسبت به فرزند دختر پيغمبرت به جا مى آورند.پس از آن ، شجاع محكم اساس ،برادرش عبّاس را از او جدا نمودند كه آن روباهان در ميان آن دو فرزند اسداللّه ، حايل شدند و از هر جانب بر دور جناب ابوالفضل عليه السّلام گردآمدند و ايشان را احاطه نمودند تا آنكه آن كافران غدّار فرزند حيدر كرّار، عباس نامدار را مقتول و قرة العين بتول را در مصيبت برادر، ملول نمودند». چند مقتل معتبر ديگر هم به شمشير به دست بودن سقا در ركاب برادرتا لحظه شهادت اشاره مي كنند وحسرت را كنار مي زنند. سقا مشك به دست داشت يا نداشت دست به تن داشت يا نداشت عمود بر پيشاني داشت يا نداشت حتما شمشيري داشت تا كربلا را بدون حسرت كند. عباس از برادر اذن نبرد داشت.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 22:1  توسط ابوالفضل محمودی  |