یا امام حسین
آخر هم مي دونم از عشق تو كشته مي شم . دوباره بازار پرچم و سنج فروشي ها رونق پيدا كرده چند روزي بيش تر تا ماه عشاق نمانده ارباب خيلي دلتنگ اون صحن و سراتم سه ساله كه در حسرت يه زيارت دوباره شب و روز بي تابم و مي سوزم و همچنان منتظرم . آقا جان اون موقع ها كه ما از تو فرار مي كرديم دست ما را گرفتي و كربلا بردي حالا كه دنبال شما مي آيم چرا اذن يك زيارت ديگه نمي دي ؟ گاهي خيال مي كنم از من بد بدكار بريده اي ؟؟!! بخدا دلم تنگ يه بار ديگه شب تا صبح تو حرمت جلو شش گوشه ات بشينم و عقده دل وا كنم
مي خانه دگر جاي من بي سر و پا نيست
روزي من خسته چرا كرب و بلا نيست
ارباب از اين روزگار بي كسي و از اين دل هاي سنگي خسته ام مولا جان مردم ديار ما مانند مردم كوفه اند امام و صاحبمان در غيبت است و مدام مي گوييم آقا بيا ولي مسلم و فرستاده و نائب او را ياري نمي كنيم . ارباب در شهر ما ديگر كسي از ولي و علي زمان تبعيت نمي كند و تهران همان كوفه است . آقاي من دلم براي صحن و سراي علمدار رشيدت تنگ است . جان ما به فداي ياران و انصارت ولي در شهر ما كسي خبري از ياران حزب خدا و شهدا نمي گيرد ديگر كمتر كسي را مي توان يافت كه در ياد شهدا و بسيجيان اين سپاهيان خميني باشد . يا سيد الشهدا جان ما به فداي نخ معجر حضرت زينب «سلام الله عليها» اما در شهر ما حجاب .... . در شهر ما همه فقط دم از ادامه راه شما مي زنند و براي شما اقامه عزا مي كنند ولي در عمل خبري از آن عزاداري ها نيست و به جرات مي توان گفت كه تهران همان كوفه است ارباب دل تنگم سفر كرب و بلا مي خواهد ... آقاي من در اين شهر ظلمت گرفته و غرق در گناه نفسم ديگه بالا نمي آيد . آقا جان تو را به آن حاجي شش ماه ات تو را به آن حاج خانم سه ساله ات تو را به قاسم و علي اكبر و عباست قسم ما را به خيل كربلائيان و شهدا برسان .
كعبه سنگ نشاني است كه ره گم نشود
امام معصوم حقيقت كعبه است در بعضی اخبار هم هست که وقتی حضرت ولی عصر «عج» ظهور کنند ٬ قبله را به سمت کربلا بر می گردانند .
يا حسين كوفه ميا
گـر ســر ما بــه قــدوم تو دوان خـواهد شد دوش ما راحت از اين بار گران خواهد شد
بــه بـــلـنـــداي قــدت بــر تو ســلامي دادم زيـن بــلــنــداي ادب مـسلم عيان خواهد شد
از خــدا خواسـتـه ام ذبـــح مـنـاي تـو شوم زده ام فـالي و امــروز هـمـان خـواهــد شد
قسمـتـم نــيست كه نوشــم قدحــي آب روان عـيـد قـربـان من اكـنون رمـضان خواهد شد
سـنــگ بــر روي هــلال تـو نمـايـند حـلال سـر تـو بـر سر دروازه نـشـان خـواهد شد
چـون سر ني سر گــيسوي تو بي تاب شود نــفـس بــاد صــبـا مـشك فـشـان خـواهد شد
بــه دو ابــروي تـو سـوگند كه در مكه بمان ورنـه هر قـبـله نما رقـص كـنان خواهد شد
بـــر ســر دارالاماره جــگــرم مي ســوزد كه جگر گوشه ي زهرا به سنـان خواهد شد
زيــــنـــب خســتـــه هراســـان سكينه بشود چــشـم نرگـس به شـقـايق نـگران خـواهد شد
روزي آيد كه كشي تير برون از دل خويش قـامـت زيــنـبـت از غصه كمـان خواهد شد
محمد سهرابي

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید معشوق همین جاست بیایید بیایید
همه ی حجاج قربانی خود را به قربانگاه بردند و در راه خدا ذبح کردند و به سمت خانه ی خدا رهسپار شدند و حاجی کعبه ی عشق نیز قربانی به درگاه حضرت دوست تقدیم می کند و کعبه ی دل را با قربانی کردن نفس خود و پاگذاشتن بر روی امیال نفسانی و وساوس شیطانی مصفا می کند که خانه ی دل منزلگه معشوق باشد نه بت خانه ی اغیار . اما ............ اما ................
اما یه حاجی قربانی خود را به کربلا می برد و به عرش خدا رهسپار می شود .
از مردم گمراه جهان راه مجویید نزدیک ترین راه به الله حسین است

خطي به عرش از وسط گنبد طلاست
راحت كنم تو را ته اين خط خود خداست
سلام به تمامی دوستان عزیز