یا حسین
| لبانت خشکيده، سينه ات گداخته، قلبت شعله ور، روحت پر تلاطم، ليکن مهار نفست برمشت، سرود ايمان بر لب، نوای توحيد در کام، ياد خدا در دل، دستار پيامبر بر سر، کهنه پيرهنی امانت مادر بر تن، بزم اشکواره در پيش. ای حسين، ای رازدار منزل وحی؛ غم سرای خيمه هايت؛ سوزش قلب زنان کاروانت؛ گريه نوبا وگانت، آه و سوز خواهرانت، العطش از دخترانت، عالمی را اشک ريزان می کند. ای حسين، ای رهنمای راه ايمان، ای حسين، کوفيان بد صفت، نامردمان بی مروت، دعوت گران بی فتّوت، حيا از مادرت زهرا عليها السلام نکردند. ای حسين ای خون يزدان! شاعران در چکامه ي شور تو ناتوان، اديبان در بيان ايثار تو سرگردان و فرشتگان در ستايش صبر تو حيران. يا حسين ای کشتی نجات امت! نيايت صلی الله عليه و آله به شهادت پذيرييت جان يافت. زکريا عليه السلام به غم آميخته با نامت ره جست و فطرس به برکت گاهواره ي تو بال يافت. گويی که در قربانگه زمين آرزو، حاجيان، قربانی به ياد تو کنند و گويی که احرام به تن داران در سرزمين عرفات، دنبال راه تو روند، که تو فرزند مکه و بطحائی، فرزند زمزم و صفايی، پور حل و منايی. گرگان بيشه ی شهوت، پارگان تنت را تن پاره کردند، روبهان مرغزار حيله، دعوت نامه ها را به شمشير باز کردند و حراميان بستر کفر، دست پليد خويش را به سوی تو گشودند. دژخيمان اهريمن صفت، کرنش گران معبد نفس، فرمان بران صفير ابليس، غنودگان بر بستر آمال و دنبال روان امير جانيان يزيد، صلايت را با تير و پيکان پاسخ دادند و دلايلت را با سنگ. برای آن که همه ي تاريخ راز مظلوميتت را بداند فرمودی: «آيا کسی هست که حرم رسول خدا صلی الله عليه و آله را پاس دارد؟! آيا يکتا پرستی هست که در حق ما از خدا بترسد؟! آيا پناه دهنده ای هست که به پناه دادن ما به خدا اميد وار باشد؟! آيا کمک کاری است که با کمک به ما بدان چه نزد خدا است، اميد داشته باشد؟!.» آه؟ که نوايت را ناشنوده گرفتند، افسوس. که پور پيامبر، فرزند کوثر و حيدر را تنها گذاشتند دردا که با رها کردن تيری زهراگين به سويت، ديدگان پر التهاب کودکانت را بر هم گذاردند و اندوها که حرمتت را شکستند. گويا که خدا ي جهانيان نفرموده بود: « بگو( ای پيامبر) من از شما به خاطر ابلاغ رسالتم پاداش درخواست نمی کنم، جز نيکی و دوستی با نزديکانم.» چون اسب بی صاحبت، زين واژگون به سوی خيمه هايت بازگشت و اهل حرمت، او را بدان حال ديدند، دانستند امامشان، ولی نعمتشان، بازمانده ي پيامبرشان، پناه بی پناهيشان، آشيانه ي امنشان، پدر مهربانشان، و عزيز گرامی تر از جانشان، به خون آغشته و تنش پاره پاره شده است. بر غم طاقت فرسايت ناله بر آوردند، و در ماتم شهادتت گريبان ها دريدند و گيسوان پريشان کردند. خواهرت زينب کبری، ناله برآورد و ندا سر داد: «ای محمدی که فرشتگان آسمان بر تو درود می فرستند، اين حسين است که به خون آغشته و اعضايش از هم جدا شده و اين ها دختران تو هستند که اسير شدند. به پيشگاه خدا و به سوی محمد مصطفی و به سوی علی مرتضی و به سوی فاطمه ی زهرا و به سوی حمزه آقای شهيدان شکوه می کنم. ای محمد، اين حسين است که به روی خاک افتاده و باد صبا خاک بيابان را بر بدنش می پاشد، به دست زنازادگان کشته شده است. آه چه اندوهی و آه که چه مصيبتی، امروز رسول خدا صلی الله عليه و آله در گذشت. ای ياران محمد، اينان فرزندان مصطفی هستند که اسيرشان نموده و مي برند .» جانيان دد صفت و درندگان خون آشام، هوس های پليدشان به کشتن شما آرام نگرفت؛ خواسته شد که بر روی پيکرهای پاکيزه ی شما اسب بدوانند و سم های اسب های کثيفشان را بر روی بدنی تازاندندکه لبان پيامبر آن را بوسيده بود و دامان فاطمه ی زهرا عليها السلام آن را پرورده و دست توانای امير مومنان عليه السلام او را نواخته بود !! بدنی را مورد حمله قرار دادند که خدای متعال به آفرينش اش بر تمامی بندگانش مباهات فرموده بود و به خاطر وجود او و ديگر اهل بيت تا منتقم او مهدی موعود عليهم السلام به فرشتگان عالم بالا فرمان سجده بر آدم عليه السلام را داده بود . دردا که فرزندان پيامبر خدا، دردانه های خاندان وحی، با ديدن آن منظره های دهشت بار در صحرای گداخته و سوزنده ی نينوا، بر کنار کشته ی سالار شهيدان و ديگر پرپر شده های بوستان احمدی، در ميان خيمه های نيم سوخته، آتش غم در قلبشان زبانه کشيد. به ناله ي آنان، قدسيان ناله سر دادند، و جملگی کائنات به غم نشستند، که ناله هايشان تا به امروزمان ادامه دارد . باشد که ندای منتقم او در پهنه ی گيتی طنين افکند و نوای انتقامش در سرتا سر زمين، صفير برکشد، و يگانه خون خواه و تسلی بخش شراره های قلب مادر گراميش بپا خيزد، و انتقام برگيرد و اين سلام ها را خود اين گونه ندا بر آورد : سلام بر آغشته به خون. سلام بر غريب غريبان. سلام بر کسی که فرشتگان آسمان بر او گريستند. سلام بر گريبان های شکافته. سلام بر پيکرهای عريان. سلام بر عضو های بريده شده. سلام بر سرهای برافراشته گشته. سلام بر مدافع بدون ياور. سلام کسی که قلبش به مصيبت و سختی تو زخمی و مجروح است و اشکش در هنگام ياد کردن تو ريزان ... و سلام و تسلای ما بر شما ای صاحب زمان ما، دعا و نيايش ما پايان غم و اندوه شما را می طلبد تا نوای انا المهدی شما را آن روز به جان مشتاقانه بشنويم. بيايي و درد را از زخم دل دوست داران سالار شهيدان بزدايي و برتر از آن غم دل خود آرام گيرد و فرشتگان عزادار را سفيد پوش گردانی . |
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی ۱۳۸۷ ساعت 22:2 توسط ابوالفضل محمودی
|
سلام به تمامی دوستان عزیز