ويژگي‌هاي بافت قديم اردكان
چكيده
بافت تاريخي اردكان يكي از سالمترين بافتهاي قديمي ايران مي‌باشد و به علت قرار گرفتن در موقعيت خاص جغرافيايي تا حد زيادي از حوادث روزگار مصون مانده است. اين بافت از ويژگيهاي كامل شهرهاي كويري برخوردار ودر از بعضي خصوصيات منحصر به فرد مي‌باشد. باروي زيبا ، دروازه‌هاي متناسب ، ساختمانهاي موزون ، آب انبارهاي متعدد ، كوچه‌هاي تنگ و باريك ، محلات منسجم ، در بندهاي انحصاري و مساجد بزرگ و جالب از ويژگي‌هاي اين بافت تاريخي محسوب مي‌گردد.

مقدمه
بافت تاريخي اردكان به علت قرار گرفتن در منطقه كويري داراي ساختمانهاي خشتي و گلي خاص مناطق كويري مي‌باشد.كمي نزولات آسماني ، عدم رخداد طبيعي خاص ، دور بودن از مرزهاي جغرافيايي كشور و قرار نگرفتن در معرض هجوم بيگانگان باعث گرديده علي رغم گذشت زمان ، بافت تاريخي اردكان تا اين اواخر سالم و دست نخورده باقي بماند. با روي كار آمدن رضاخان همراه سياست به اصطلاح امنيت ملي وي تخريب بافت آغاز گرديد و تا امروز نيز ادامه دارد؛ ولي هنوز بخش باقي مانده آن كه زيباترين قسمت بافت محسوب مي‌گردد دست نخورده و سالم مي‌باشد. خوشبختانه اقدامات پيشگيرانه چند سال اخير موثر واقع شده و در بعضي موارد نه تنها از تخريب بافت جلوگيري كرده بلكه بازسازي و مرمت موجبات احيا و رونق دوباره آن را فراهم آورده است.

موقعيت جغرافيايي
بافت تاريخي اردكان در ساحل كوير مركزي ايران و 60 كيلومتري شمال شهر يزد و 110 كيلومتري شهر نائين قرار گرفته و موقعيت جغرافيايي آن 53 درجه و 48 دقيقه طول شرقي و 32 درجه و 20 دقيقه عرض شمالي از نصف النهار گرينويچ مي‌باشد.
ارتفاع شهر اردكان از سطح دريا 1035 متر است و شيب ملايم زمين در داخل بافت بصورت ملايم از جنوب به شمال مي‌باشد و همين امر باعث گرديده تا آب قنوات بتواند به راحتي از داخل بافت عبور نمايند.


وجه تسميه
اردكان از دو كلمه «ارد» و«كان» تشكيل شده كه « ارد» به معني مقدس و «كان» يعني معدن مي‌باشد و با اين تركيب واژه اردكان به معناي سرزمين مقدس مي‌شود، اما در جامع مفيدي «ارد» را به كسر الف به معني دور معني كرده و نوشته است چون اطراف اردكان معادن زياد وجود دارد ، در نزد مردم اين منطقه به اردكان معروف گشته است.

تاريخچه
تاريخ دقيق بناي بافت مشخص نيست طبق گفته اكثر مورخين محل فعلي بافت تاريخي اردكان در قديم بستر درياي ساوه  بوده كه پس از خشك شدن براي سكونت مناسب گرديده است. همچنين اكثر مورخين معتقدند كه بناي اوليه اردكان بعد از اسلام صورت گرفته است و آثار موجود در بافت قديم نيز مؤيد همين مطلب مي‌باشد.

عوامل مؤثر در تأسيس اردكان
از متون تاريخي قديم چنين مستفاد مي‌شود كه رودخانه بزرگي از زابلستان تا كرمان و يزد و نزديكي نائين ادامه داشته است و همچنين دهها رودخانه فصلي و آبهاي سطحي از جنوب به شمال در جريان بوده كه اينها همه مي تواند منشاء تجمع مردم در اين منطقه باشد. از طرفي ديگر شيب ملايم زمين از جنوب به شمال موقعيت را براي احداث قنات مناسب مي‌نموده به همين جهت عامل اقتصادي يا آب و زمين مناسب براي كشاورزي باعث بوجود آمدن اين شهر كويري گرديده است.

نحوه و شكل گيري بافت قديم
از آثار موجود چنان بر مي‌آيد كه احداث بافت قديم اردكان حداقل در سه مرحله انجام شده و قسمت اصلي آن كه همان مركزيت و بخش اوليه بافت مي‌باشد در محلي كه امروز به ميدان قلعه مشهور است بنا گرديده در حقيقت قلعه اصلي يا اولين بنا در اردكان در اين منطقه بوده و تاريخ دقيق بناي آن مشخص نيست اما آثار موجود نشان مي‌دهد كه اين قلعه حداقل در قرن ششم هجري قمري موجود بوده است. سپس محلات بالا ده و زيرده به آن اضافه شده است و محدوده اوليه اردكان عبارت بوده از محله زيرده در شمال ، ميدان بالاده در جنوب ، رباط و آب انبار رباط در شرق، ولي غرب آن درست مشخص نيست ، طول محدوده تقريباً 450 متر و عرض آن در حدود 250 متر بوده است.
اين محدوده كوچك داراي دو مسجد جالب و بزرگ و زيبا مي‌باشد. مسجد جامع در جنوب و مسجد زير ده در شمال و فاصله ميدان قلعه تا مسجد جامع درست برابر است با فاصله مسجد زير ده تا ميدان قلعه ، در اين بخش كوچك مدرسه علميه با وسعت بسيار زياد و حمام زنانه و مردانه ، بازار ، آب انبار و رباط نيز وجود داشته است.
حصار و خندق اوليه بطور كلي از بين رفته و تا اوائل قرن اخير بخش كوچكي از خندق در ضلع جنوب شرقي در نزديكي ميدان بالا ده هنوز باقي بود كه متاسفانه به مغازه تبديل گرديد.

حصار دوم
توسعه بافت قديم در سالهاي بعد بيشتر مربوط به شرق بوده است و خانه‌هاي دوره ايلخاني در شرق اردكان نشانگر اين واقعيت است كه در قرن هفتم اين منطقه جزئي از بافت بوده است و حدود آن در شمال تا نزديكي حسينيه كوشكنو و در جنوب تا نزديكي حسينيه بازار نو امتداد داشته و طول و عرض آن درست مشخص نيست.

حصار سوم
حصار سوم كه در واقع آخرين حصار و باروي بافت قديم اردكان مي‌باشدنشانگر توسعه از چهار طرف است: زيرا در شمال و جنوب محلات كوشكنو و بازار نو به بافت افزوده گرديده و در شرق محلات زين الدين و تيران و عرب محلات چرخاب و اميري به بافت اضافه گرديده است. توضيح اينكه قلعه سيف و دروازه سيف نيز در اين توسعه در ضلع جنوب و جنوب غربي احداث شده است. در اين توسعه طول بافت به 850 متر و عرض آن به 6500 متر رسيده است تاريخ دقيق اين توسعه مشخص نيست ولي شواهد و قرائن نشان مي‌دهد كه در قرن دهم اين توسعه صورت گرفته بوده است.

بارو
يكي از ويژگيهاي بافت قديم اردكان وجود باروي بلند و زيباي آن مي باشد.اين بارو كه به طول بيش از سه هزارمتراست، تمام اماكن داخل بافت رادربرمي گرفته است.ارتفاع ديوار7 الي 8 متروضخامت آن در قسمت پايين 5/1 و در بالاترين نقطه 20الي30 سانتيمتربوده است، دورتا دوراين بارو بيش از 50 برج تعبيه شده بوده كه از آنها براي حفاظت و نگهباني استفاده مي كرده اند.
مصالح به كار رفته دربارو كلا ازخشت و گل بوده وفقط دربعضي موارد درپاي برجها ازچند رديف آجراستفاده شده است.در قسمت فوقاني باروكنگره هايي ازخشت و گل ساخته شده كه به آن زيبايي خاصي مي داده ودرپاي كنگره ها تيركش هايي براي تيراندازي و منفذهاي متعددي براي ريختن سرب مذاب و غيره تعبيه شده بوده ;براي حفاظت ازاين بارو در قسمت جنوب حصار كوتاه تري به فاصله دومتري بنا گرديده بوده ودربعضي از قسمتها برجهاي منفردي كه به وسيله يك پل چوبي به بارو متصل مي شده وجود داشته كه از آن براي ديده باني استفاده مي شده است.

خندق
دور تا دور بارو خندقي به عرض 7 الي 10 متر و عمق 2 الي 3 متر حفر گرديده بوده كه در مواقع خطر با آب قنوات آن را پر مي كرده اند.تخريب اين بارو از اوائل قرن اخير آغاز شده و در حال حاضر فقط قسمت كمي از آن باروي بزرگ باقيمانده كه در سالهاي اخير تعدادي از برجهاي آن مرمت و بازسازي گرديده است.

دروازه
براي ورود به شهريا درحقيقت عبورازباروهشت دروازه دراطراف آن تعبيه شده بوده كه داراي امكانات حفاظتي مناسب بوده است.
هردروازه داراي دو برج بزرگ در دو طرف بوده كه از بناهاي اطراف بارو بلندتر بوده است.اين دو برج به وسيله سردر دروازه به همديگر متصل مي شده اند و در بالاي برجها اطاقي بوده كه تيراندازان و نگهبانان دروازه هاي شهرازآن استفاده مي كرده اند.
هردروازه داراي دولنگه دربزرگ چوبي بوده كه به وسيله نگهبانان كه به دروازبان مشهوربوده اند بازوبسته مي شده است.
دروازه بانها معمولا‍ در يك اتاق كوچكي كه دركناردروازه قرارداشته اتراق مي كردند و طبق معمول صبح زود در بزرگ دروازه بازمي كردند وپس از غروب آفتاب آن را مي بستند و اگركسي در ساعت غيرمقرر به دروازه مي رسيد حق ورود يا خروج از دروازه را نداشت.
دركنارهردروازه يك آب انبارويك باب مسجدكوچك قرارداشته كه هنگام خروج و ورود به دروازه مي توانستند ازآن استفاده نمايند.
درزمان هايي كه شهرموردحمله قرارمي گرفته درهاي دروازه هاي شهر را مي بسته اند و براي اينكه دشمن نتواند آنها را باز كند درپشت درها تپه هايي از خاك مي انباشتند و يك يا دو دررا براي ورود وخروج در نظرمي گرفتند و تنها دروازه ميرصالح داراي يك درو يك برج بوده كه دروازه در وسط برج تعبيه شده بوده است.
دروازه هاي اصلي اردكان عبارت است از:دروازه كوشكنو، دروازه علي بيك و دروازه اميري در شمال ، دروازه بازار نو و دروازه ميرصالح در جنوب ، و دروازه هاي آخوند و خالو زمان در شرق و دروازه سيف درغرب و درسمت جنوب شرقي نيز در زمانهايي كه خطري شهر را تهديد نمي كرد ، دروازه كوچكي تعبيه مي كردند كه به دروازه سوراخك مشهور بوده است.

منابع تامین آب
آب آشامیدنی داخل حصار بست از طریق آب انبار تامین می شده است.آب غیر شرب نیز توسط چهار رشته قنات که از جنوب وارد بافت می شده و پس از عبور از طول 850 متری بافت از شمال خارج می گردیده تامین می شده است.
این رشد قناتهااز منازل و اماکن عمومی شهر عبور می کرده و مردم با حفر پاکنه که در اصطلاح محلی به آن جوی (جوخ) گفته می شود به آن دسترسی پیدا     می کرده اند.
مسیر قناتها تا حدی مستقیم بوده است.خانه ها و اماکن اطراف قناتها نیز با حفر کانالهای انحرافی بخشی از آب را به طرف خانه های خودشان منحرف             می نموده اند و که در اصطلاح محلی به مسیر مستقیم قنات راسته و مسیر انحرافی آن کجه و مسیر انحراف دیگر جدا شده باشد کجه بر کجه می نامیده اند.از چهار رشته قنات که از داخل بافت عبور می کرده قناتهای شورآبه ، مورتین و بهاءالدین آباد در زیرزمین قرار داشته ولی قنات نیلی در سطح زمین جریان داشته از دروازه بازارنو وارد بافت شده و پس از عبور از طول بازار از دروازه کوشکنو خارج می شده و به علت عبور این قنات از کنار بازار و سایر اماکن عمومی، ماده تاریخ (آبرو یافت اردکان زین آب) برای آن در نظر گرفته شده است که بر اساس حروف ابجد سال 1040 قمری به دست می آید که سال احداث قنات علی آباد نیلی می باشد.


مراکز اقتصادی
بزرگترین مرکز اقتصادی شهر بازار بزرگ و چهار  سوق زیبا و معروف آن بوده که از جنوب به شمال امتداد داشته و طول آن به 750 متر می رسیده است. تاریخ بنای این بازار مشخص نیست ولی صاحب جامع مفیدی (ج 3،ص726) که در سال 1085 کتابش را تدوین نموده از این بازار و چهار سوق و قنات نیلی نام برده است.
در محل چهار سوق دو بازارچه کوچک یکی در غرب و دیگری در شرق قرار داشته که یکی به دروازه آخوند و دیگری به دروازه سیف منتهی می شده است. در داخل بازار علاوه بر مغازه های مختلف چند تیمچه یا تجارتخانه نیز قرار داشته است همچنین در هر محله ای بازارچه کوچکی وجود داشته تامین کننده مایحتاج اهالی محله بوده است.

حسینیه یا میدان
در هر مرحله حسینیه های کوچک یا بزرگی قرار داشته که در اصطلاح محلی به آنها میدان میگفته اند،اگر چه در ماه محرم از این حسینیه ها برای عزاداری استفاده می شده ولی در طول سال اغلب آنها به صورت مراکز تجاری در می آمدن است، زیرا این میدانها در نزدیکی دروازه های ورودی شهر قرار داشته و هیزم و زغال و سایر اقلامی که در داخل مغازه نمی توانستند بفروش برسانند در این میدانها خرید و فروش می گردیده است.عمده ترین میدانهای اردکان عبارت بوده است از: حسینه(میدان) بازلرنو در نزدیکی دروازه بازار نو، میدان کوشکنو در نزدیکی دروازه کوشکنو ، میدان علی در نزدیکی دروازه سیف ، میدان بالاده در نزدیکی دروازه میرصالح ، میدان زین الدین در نزدیکی دروازه آخوند ، میدان علی بیک در نزدیکی دروازه علی بیک. دور تا دور اغلب میدانها نیز مغازه های وجود داشته که از آنها به عنوان کارگاههای زیلوبافی ، لبافی و حلاجی و... استفاده می شده است.


 

كاروانسرا
كاروانسراها نيز به عنوان مراكز تجارت و اسكان كاروانها محسوب مي‌شده‌اند و اغلب آنها در نزديكي مراكز تجاري بنا شده بودند چنانچه كاروانسراهاي حضرتي، گودالگ و كوشكنو در مسير بازار شمال به جنوب قرار داشته‌ و كاروانسراي ميدان علي در مسير بازار شرق به غرب و كاروانسراي علي بيك در نزديكي ميدان و بازارچه محلي علي بيك قرار داشته است.
در دوره قاجار كاروانسراي سلطان در كنار دروازه سيف و كاروانسراي ديگري در كنار دروازه بازارنو و كاروانسراي علي بيك در بيرون دروازه علي بيك بنا گرديده كه اين سه كاروانسرا چسبيده به حصار شهر بوده‌اند امّا راه ورودي آنها بيرون از دروازه بوده است.
رباط شاه عباسي هم كه در مسير راه يزد به اصفهان ساخته شده بوده حدود دويست متر تا دروازه بازارنو فاصله داشته است.
اماكن رفاهي
حمام به عنوان عمده‌ترين اماكن عمومي رفاهي در قديم محسوب مي‌گرديده و تمام حمامهاي داخل بافت وقفي مي‌باشد اغلب آنها براي تعمير و بعضي از مصارف ديگر آن نيز داراي موقوفات مي‌باشند. حمامهاي داخل بافت نسبتاً‌ بزرگ و قسمت‌هاي زنانه و مردانه آن بصورت مجزا و نزديك به هم بنا شده‌اند. قديميترين حمام داخل بافت، حمام بازار است كه خوشبختانه تاكنون نيز سالم و مورد استفاده مي‌باشد.
ديگر حمامهاي داخل بافت عبارت است از: حمام حاج ملاحسن و حمام چرخاب در محله چرخاب، حمام كوشكنو در محله كوشكنو، حمام طالب در محله زين‌الدين و حمام بازار در كنار مسجد جامع و مسير بازار شرق به غرب بوده است. جالب اينكه تمامي آنها تقريباً در ضلع غربي بافت قديم قرار داشته‌اند.

آب انبار
آب انبارها به عنوان تأمين كننده آب آشاميدني داخل و خارج از بافت قديم بوده‌اند و اغلب آنها توسط افراد خيّر بنا شده بوده و داراي موقوفاتي جهت آبگيري و تعميرات مي‌باشند. اين آب انبارها علاوه بر تأمين آب شرب مصرفي مردم، اغلب داراي پاكنه آب قنات بوده كه از آنها براي شستشو و تجديد وضو استفاده مي‌كرده‌اند و در بالاي سردر آنها نيز مسجدهاي كوچكي براي برگزاري نماز يا محلي براي استراحت تعبيه شده بوده است. استفاده از آب انبار بطور كلي رايگان مي‌بوده و تمام آب انبارها داراي مسيرهايي بوده‌اند كه در فصل زمستان از آب قنات صدرآباد و باغستان آبگيري مي‌شده‌اند.
آب انبارهاي اردكان اغلب داراي سه بادگير يك طرفه مي‌باشند كه از اين نظر در نوع خود حالت منحصر به فردي دارند كه هيچ كجاي ايران نظير آنها ديده نمي‌شود. همچنين سقفهاي خشتي و گنبدي شكل خزينه‌هاي آب انبارها و راه‌پله‌هاي آجري زيباي آنها نماد معماري اردكان محسوب مي‌گردند.
اكثر آب انبارهاي داخل بافت قديم هنوز سالم و قابل بهره‌برداري مي‌باشند و در مواقع قطع آب از آنها استفاده مي‌گردد.

مسجد
از نكات بسيار جالبي كه در بافت قديم اردكان ديده مي‌شود وجود مساجد متعدد و بسيار بزرگ است كه علي‌رغم توسعه اردكان در چند سال اخير هنوز مسجد جامع داخل بافت بزرگترين مسجد اردكان محسوب مي‌گردد و اين نشانگر وسعت نظر سازندگان آن مي‌باشد.
مساجد بزرگ داخل بافت داراي دو قسمت به اصطلاح تابستاني و زمستاني «شبستان و گنبد خانه» مي‌باشند و به جز مسجد حاج محمدحسين اكثر آنها از خشت و گل ساخته شده‌اند تاريخ بناي قديميترين آنها مشخص نيست، ولي آثار موجود در مسجد زيرده و جامع مربوط به اواخر قرن دهم هجري قمري مي‌باشد. ديگر مساجد داخل بافت عبارت است از مسجد حاج سعيدا و مسجد حاجي رجبعلي در محله چرخاب، مسجد زين الدين واقع در محله زين الدين، مسجد حاج محمد حسين واقع در كنار بازار بزرگ شهر، مسجد كوشكنو در محله كوشكنو.
علاوه بر مساجد بزرگ تعداد زيادي مسجد كوچك نيز در محلات مختلف وجود دارد كه نام بعضي از آنها چنين است: مسجد آرد خرما، مسجد ميدان سنگ، مسجد قرائت خانه، مسجد كوچه‌ خاتمي، مسجد حاج محمدرضا، مسجد محله تيران، مسجد سرپل، مسجد حسينيه بازار نو و ...

آسياب
بطور كلي آسيابهاي بزرگ در منطقه اردكان بوسيله آب قنات به چرخش درمي‌آمده و به همين دليل اغلب آنها در خارج از بافت قرار داشته است. تنها يك آسياب آبي كه بوسيله آب قنات مورتين كار مي‌كرده، به نام آسياب «دزدگ» در داخل بافت قرار داشته است و همچنين تعدادي دستاس يا آسياب دستي در خانه‌هاي مردم وجود داشته كه براي بلغور كردن گندم و جو، از آنها استفاده مي‌شده است.

دربند
يكي ديگر از ويژگيهاي بافت قديم اردكان دربندهاي متعدد بوده است. هر دربند متعلق به افراد خاصي بوده كه به علت قدرت مالي و نفوذ سياسي داراي چندين خانه بوده‌اند كه درِ ورودي اين خانه‌ها در داخل دربند باز مي‌شده است. در ابتداي دربند دري نسبتاً‌ بزرگ قرار داشته كه شبها مي‌بسته‌اند و خانه‌هاي داخل دربند از امنيت بيشتري برخوردار بوده‌اند، ‌اغلب دربندهاي موجود در اردكان متعلق به اوائل دوره قاجار مي‌باشد و در محله چرخاب قرار دارد. مشهورترين آنها عبارت است از: دربند صدرالفضلا، دربند مجد العلما، دربند حاج ملا تقي، دربند سلطان،‌ دربند سنائي و...

بادگير
بادگير به عنوان اصلي‌ترين منبع تأمين هواي خنك در بافت قديم محسوب مي‌گرديده است لذا بطور قطع مي‌توان گفت كه تمام خانه‌ها داراي يك يا چند بادگير بوده است، ‌تعداد چشمه‌هاي بادگير بستگي به وسعت اتاق يا صفه‌اي داشته كه بادگير به آن منتهي مي‌شده است. بادگيرهاي اردكان يك طرفه و دهانه آنها به طرف شمال مي‌باشد و بادي هم كه از آن طرف مي‌وزد به شَمال مشهور است. بادگيرها اكثر از خشت و گل مي‌باشد و در قسمت بالاي آن چشمه‌هاي تعبيه شده و سقف چشمه‌ها اغلب بصورت شيب‌دار در نظر گرفته مي‌شده تا باد بهتر به داخل بادگير هدايت گردد.
اتاق بادگير يا صفه اگر چه بيشتر در قسمت جنوب خانه قرار داشته امّا در بعضي از خانه‌ها اتاق‌هايي در شمال خانه وجود داشته كه داراي بادگير بوده است.
تعداد چشمه‌هاي بادگير اگر چه طبق يك سنت محلي فرد است امّا در بادگيرهاي بزرگ بيشتر نشانگر عرض اطاق يا صفه مي‌باشد. ارتفاع بادگير نيز نسبت به ساختمانهاي اطراف بسيار موزون و هماهنگ است چنانكه در خط آسمانه بافت قديم اردكان يك ساختمان ناموزون و نامتناسب وجود نداشته است، ولي در سالهاي اخير ساخت و سازهاي داخل بافت اين توازن را به هم زده و هر بيننده يا يك نگاه مي‌تواند اين ناهماهنگي را مشاهده نمايد.


ويژگيهاي ساخت و ساز
ساخت و ساز در بافت قديم با خشت و گل صورت مي‌گرفته و اين كار علاوه بر اينكه نياز به حمل و نقل مصالح را كم مي‌كرده، محاسن عمده ديگري نيز داشته كه مهمترين آنها جلوگيري از نفوذ سرما و گرما به داخل ساختمان بوده است، همچنين براي تهيه خشت از گِلِ كفِ حياط استفاده مي‌كرده‌اند، در نتيجه حياط خانه از ساير قسمتها گودتر مي‌شده و اين امر سبب مي‌گرديده تا رطوبتِ داخل اتاقها و صفه‌هاي اطراف حياط از طريق ديوارهاي آجري به داخل حيات منتقل گردد و بالظبع ديوارها و كف اطاق‌ها خالي از رطوبت مي‌شده است.