(خاكستر)
وقتي كه رفت و منو از ياد برد
هرچي كه داشتم همه رو باد برد
تو كنج عزلت خودم نشستم
هرچي كه آينه بود زدم شكستم
زخم زبونا رو به جون خريدم
از همه حتي از خودم بريدم
چه عشقي ناروايي ![]()
چه درد بي دوايي
چه زخم ناتمومي
چه سرنوشت شومي
با تو ام اي كه ابرومو بردي
كشتي منو اما خودت نمردي
مثل يه كابوس اومدي و رفتي
آتيش به زندگيم زدي و رفتي
رفتي و من و موندم و خاكسترم
بلاي تو كاش نمي اومد سرم
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۸۷ ساعت 20:11 توسط ابوالفضل محمودی
|
سلام به تمامی دوستان عزیز