(بغض)
چي بگم از كجا بگم / دردمو با كيا بگم
بهتره كه دم نزنم / حرفي از عشقم نزنم
از عشقي كه گم شد و رفت / عاشق مردم شد و رفت
عشقي كه بي فروغ نبود / براي من دروغ نبود
بغض نشسته تو گلوم / وقتي نشستي روبه روم
من از خودم چرا بگم / مي خوام از اون چشا بگم
خيره تو چشم مست تو / دست ميدم به دست تو
دل از زمونه ميكنم / حرف دلم رو مي زنم
چه حالتي داره چشات / نرگس بيماره چشات
چشم تو خوابم مي كنه / مست و خرابم مي كنه
وقتي نشستي رو به من / از عاشقي بگو به من
بذار چشات دل ببره / اين جوري باشه بهتره
چشات اگه پس نزنن چشماي سرسپرده مو
ميشه فراموش كنم خاطره هاي مرده مو

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۸۷ ساعت 20:16 توسط ابوالفضل محمودی
|
سلام به تمامی دوستان عزیز